شرف الدين على يزدى
44
ظفرنامه ( فارسى )
اوست و او را پسرى آمد ، نام او ماچين نهاد و به غايت عاقل و باكفايت بود . چون اقوام او بسيار شدند ، پدر را گفت من مقامى از براى خود « 1 » بسازم . پس شهر ماچين او بنا نهاد و سنگ يشم به دست آورد و خاصيّت آن معلوم كرد و به مردم آموخت و مشك از آهو او گرفت . امّا كيمال ، بازى دوست و عيش و شكار كردى و در آنجا [ كه ] بلغار است مقام كرد و او را دو پسر بود ، يكى بلغار و يكى برطاس ؛ باشقرديان از تخم ايشانند . برطاس بر كنارهء بلغار جاى گرفت و پوستين سمور و سنجاب و روباه او باديد آورد . « 2 » نسبت ايشان اين است ، اما فرق در ميان بسيار است چنانچه از حدّ وصف بيرون است . ذكر ترك بن يافث عليه السلام « 3 » نقل است كه يافث اغلان معاصر كيومرث بوده است و او اوّل ملوك ترك است و كيومرث اوّل ملوك عجم و آيين خانى و رسوم جهانبانى در تركستان او نهاد و مدّتى به فرمانروايى و گيتىستانى قيام نمود و عمر او دويست و چهل سال بود و چون او را وفات رسيد ، پسر خود النجه « 4 » خان را به مشورت و استصواب اصول بر تخت خانى نشاند و خود زندگانى را وداع نمود . النجه خان با تخت و ملكى خاص مشرف بود و بر رسوم و قواعد پدر چيزى چند بيفزود و الوسها را ياسامشى او كرد و چنان زيست كه تمام رعيّت ، مرفّه و آسوده بودند . چون به سن كبر رسيد ، از رفتن چاره نديد ، سرير شاهى را به فرزند خود ، ديباقوى تفويض كرد و خود از دنيا اعراض نمود و باقى عمر عزلت و انزوا شعار خود ساخته به جانب حق مشغول شد . ديباقوى خان بعد از پدر به سلطنت تركستان اشتغال نمود و در زيادتى عدل و داد كوشيد و رسوم نيكو نهاد و هنگام رحيل ، امامت را به پسر خود گوگ خان سپرد . [ او ] بعد از پدر مدّتى به امر سلطنت و پادشاهى قيام نمود و از راه و رسم پدران تجاوز
--> ( 1 ) . د 4432 : - خود . ( 2 ) . د 1 / 1520 و د 1710 : بازديد كرد . ( 3 ) . فقط د 5359 . ( 4 ) . متن : المجنه .